تبليغاتX
تک ستاره - حضور تو

تک ستاره

×××××

من همون جزیره بودم خاکی و صمیمی و گرم واسه عشق بازی موج ها قامتم یه بستر غم

یه عزیز دردونه بودم پیش چشم خیس موج ها یه نگین سبز خالص روی انگشتر دریا تا که یک

روز تو رسیدی توی قلبم پا گذاشتی غصه های عاشقی رو تو وجودم جا گذاشتی زیر رگبار

نگاهت دلم انگار زیر و رو شد... برای داشتن عشقت همه وجودم ارزو شد ... تا نفس کشیدی

انگار نفسم برید تو سینه ابرو بادو دریا گفتن حس عاشقی همینه... اومدی تو سرنوشتم بی

بهونه پا گذاشتی اما تا قایقی اومد از منو دلم گذشتی رفتی با قایق عشقت رو به روشنی

فردا منو دل اما نشستیم چشم به راهت دم دریا ... دیگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه

درختی لحظه های بی تو بودن میگذره اما به سختی ... دل تنها و غریبم داره این گوشه    

می میره ولی حتی وقت مردن باز سراغتو می گیره...

+نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت19:20توسط هنگامه | |