تبليغاتX
تک ستاره

تک ستاره

×××××

+نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت12:11توسط هنگامه |

+نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت12:5توسط هنگامه |

+نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت12:0توسط هنگامه |

دلم گرفته از آدم هایی که می گن دوستت دارم

اما معنیش رو نمی دونن

ادم هایی که می خوان مال اونا باشی اما خودشون

مال تو نیستن

از اونایی که زیر بارون برات می میرن و وقتی

افتاب می شه همه چیز یادشون میره

+نوشته شده در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت19:34توسط هنگامه | |

عروسک قصه من شب شد و ماهم نیومد غم بخورم یا نخورم گریه کنم یا نکنم نامهربونم نیومد

عروسک قصه من هق هق گریه هام تویی بغض تو لحظه هام تویی وقتی تو اغوش منی همدم

خاموشم تویی عروسک قصه من خوش به حالت غم نداری غصه و مشکل نداری گر برسی به

انتها دشمن بد دل نداری عروسک قصه من سرمو بگیر تو دامنت دلم داره پر میزنه میخوام نوازشت

کنم یه دنیا خواهشت کنم عروسک قصه من اون که منو تنها گذاشت تو دلم حسرت فردا رو گذاشت

دیگه نگام نمیکنه دیگه صدام نمیکنه وقتی چشام منتظره خنده برام نمیکنه قلبش واسم نمیزنه

اشکش واسم نمیریزه عروسک قصه من دردی کشیدم که نگو چهره ی ماه نگار عشقی رو دیدم که

نگو عروسک قصه من بهش بگو دیر نشده این عاشق خسته تو هنوز زمین گیر نشده از دیدنت سیر

نشده بیا تا دل پیر نشده. عروسک قصه من هنوزم من دوست دارم اینو بدون من نمیرم تا تو رو تنها

بزارم عروسک قصه من دلم برات تنگ شده باز بازم دلم پر شده از یه دنیا خاطره و رمز و راز  عروسک

قصه من منو تو اغوشت بگیر من به دل تنها دارم که از دیدنت نمیشه سیر عروسک قصه من برو

طبیبمو بیار من عاشق نگاهتم برو عزیز مو بیار عروسک قصه من اسمت برام مقدسه بیا کنار من

بمون که تنهایی دیگه بسه عروسک قصه من دلم گرفته از کارات اما هنوزم که هنوز دلم میخواد باشم

باهات عروسک قصه من بیا تو تا دیر نشده بیا تا این دلشکسته از تو نا امید نشده...

+نوشته شده در سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت20:12توسط هنگامه | |

عروسک قصه من تو صندوق خلوت من انگار که رویای منه

عروسک قصه من وقتی با من حرف میزنه لباش همیشه خندونه

اخم نداره غم نداره غصه و ماتم نداره دلش پر از محبته محبتش حقیقته

عروسک قصه من منو تو اغوش میگیره از سوزو دردای دلم مبادا دردش بگیره

لالا یی هاش تو گوش من زمزمه های شادیه رنگی داره به رنگ عشق به رنگ باغ

تو بهشت. عروسک قصه من بخواب تا خوابت ببره اون دستای کوچیک تو غصه ز قلبم ببره

اگه تو فلبت جا شدم ستاره ی شبات شدم با تو به قصه ها میام به ساحل ابرا میام عروسک

قصه من بگو تو هم دوستم داری بگو تا وقتی با منی غصه و ماتم نداری عروسک قصه من می خوام

کنارت بشینم تا وقتی هستی پیش من بیشتر چشاتو ببینم .عروسک قصه من وقتی نشسته پیش من

دلم براش لک میزنه عروسک قصه من گم میشه تو وجود من وقتی که پیداش می کنم اشک میریزه برای

من . عروسک قصه من اشکاتو پاک کن و ببین منو که اینجا اومدم .

عروسک قصه من اشکای من از خوشحالیه همیشه کنارم بمون اخه نباشی جات خالیه.

+نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت14:28توسط هنگامه | |